اخیراً، فناوریهای پیشرفته و درمانهای جدید منجر به پیشرفتهای پیشگامانهای شدهاند. برخی از مفاهیم اساسی که هنوز هم بر حوزه پزشکی تأکید دارند، از دوران باستان وجود داشتهاند.
مجله اینترنتی باستان شناس : در سالهای اخیر، حوزه علوم پزشکی شاهد پیشرفتهای متعددی بوده است. از ویرایش ژن و فناوریهای پوشیدنی گرفته تا توسعه واکسنهای mRNA، اکتشافات جدید در حوزه پزشکی، تشخیص و درمان بیماریها را تا حد زیادی بهبود بخشیده و کیفیت زندگی بیماران را بهبود بخشیده است. در حالی که مواد، رویهها و فناوریهای مورد استفاده در مراقبتهای بهداشتی و تحقیقات پزشکی با گذشت زمان به طور قابل توجهی تغییر کردهاند، امروزه پزشکان هنوز مفاهیم اساسی را که قدمت آنها به مصر یا یونان باستان میرسد، در عمل خود لحاظ میکنند. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد پنج پیشرفت در پزشکی باستان که هنوز هم مرتبط هستند، ادامه مطلب را بخوانید.
آنچه در این مقاله می خوانید
- ۱. پزشکی به عنوان یک علم
- ۲. پروتزها و اندامهای مصنوعی
- ۳. بخیهها
- ۴. بهداشت عمومی
- ۵. آناتومی به عنوان پایه و اساس طبابت
۱. پزشکی به عنوان یک علم

در ابتدا، طبابت ارتباط نزدیکی با جادو یا خرافات داشت. برای مثال، در مصر باستان، آثار پزشکی مانند پاپیروس اِبِرز (یک پاپیروس پزشکی مربوط به ۱۱۵۲ پیش از میلاد) درمانهای مختلفی را برای مجموعهای از بیماریها، مانند سوختگی، تومورها و آبسهها، شرح میدهند. با این حال، این پاپیروس در کنار نسخههای پزشکی، فرمولهای جادویی را برای درمان بیماریهای ناشی از نیروهای شیطانی پیشنهاد میکند.
در دوره کلاسیک یونان ، پزشک یونانی، بقراط، که حدود ۴۶۰ سال پیش از میلاد در جزیره کوس متولد شد، اولین کسی بود که پزشکی را به یک علم تبدیل کرد. از این رو، او به طور گسترده به عنوان «پدر پزشکی مدرن» شناخته میشود.
امروزه، شاید بقراط بیشتر به خاطر سوگندنامه بقراطی شناخته شود ، یک قانون اخلاقی منسوب به او که ارزشهای اصلی آن هنوز هم راهنمای کسانی است که در حرفه پزشکی فعالیت میکنند. در مرکز این سوگندنامه این باور قرار داشت که یک پزشک هرگز نباید به بیماران خود آسیب برساند. اسکریبونیوس لارگوس، پزشک رومی (اولین نویسندهای که به این سوگندنامه اشاره کرده است)، در قرن اول میلادی نوشت : «بقراط، بنیانگذار حرفه ما… برای این ارزش زیادی قائل بود که هر کسی که طبق اصل خود با قلبی فداکارانه و مقدس رفتار کند، اعتبار و شأن پزشکی را حفظ خواهد کرد، زیرا پزشکی علم درمان است، نه آسیب رساندن.»

بقراط علاوه بر تعیین استانداردهای اخلاقی در طبابت، از طرفداران پزشکی مبتنی بر شواهد نیز بود و بر اهمیت مشاهدات بالینی دقیق برای شناسایی تشخیص صحیح و تجویز درمان مؤثر تأکید داشت.
اگرچه برخی از نظریههای او (مانند شوخطبعی ) مورد مناقشه قرار گرفتهاند، اما شیوهی جمعآوری اطلاعات او در مورد سن، سبک زندگی، رژیم غذایی و علائم بیمارانش هنوز هم مرتبط است.
تأکید بقراط بر طب پیشگیری همچنین با رویکردهای مدرن به مراقبتهای بهداشتی، به ویژه ایده او مبنی بر اینکه عادات غذایی و ورزش بر سلامت کلی بیمار تأثیر میگذارند، طنینانداز است. این پزشک یونانی با تثبیت پزشکی به عنوان یک رشته تجربی، از همکارانش نیز خواست که تصمیمات بالینی خود را با ویژگیهای هر بیمار تطبیق دهند.
علاوه بر بینشهای او در مورد پیشگیری، تشخیص و پیشآگهی بیماری، تأثیر بقراط بر پزشکی مدرن به اصطلاحات پزشکی نیز گسترش یافته است. در واقع، اصطلاحاتی مانند سپسیس، تشخیص، تروما، علائم و درمان از نوشتههای او گرفته شده است.
۲. پروتزها و اندامهای مصنوعی

امروزه میلیونها نفر در سراسر جهان از اندام مصنوعی استفاده میکنند. پروتزهای مدرن از مواد سبک و بادوام برای بهبود تحرک استفاده میکنند و اندامهای بیونیک متصل به سیستم عصبی با هدف بازیابی عملکرد طراحی شدهاند. با این حال، ایده جایگزینی اعضای بدن با پروتز سابقه طولانی دارد.
در سال ۲۰۰۰، گروهی از باستانشناسان که در کلیسای کوچکی در تپه شیخ عبدالقرنه در نزدیکی اقصر مصر مشغول به کار بودند، یک مومیایی ۳۰۰۰ ساله را پیدا کردند که یک انگشت شست پای مصنوعی استادانه ساخته شده داشت. این انگشت مصنوعی که به عنوان انگشت قاهره شناخته میشود، احتمالاً قدیمیترین نمونه شناخته شده از یک پروتز کاربردی است.
انگشت قاهره تنها اندام مصنوعی باستانی نیست که باقی مانده است. در سال ۱۸۸۱، موزه بریتانیا از کشیش گرویل چستر، یک انگشت شست پای مصنوعی دیگر که در یک مقبره مصری باستان پیدا شده بود، خریداری کرد. این انگشت که از کارتناژ ساخته شده بود، احتمالاً قبل از ۶۰۰ سال قبل از میلاد ساخته شده بود. در حالی که این پروتز دارای یک سری سوراخ در اطراف پرچینهای خود است که نشان میدهد به صندل یا جوراب متصل بوده است، در مفاصل خم نمیشود، به این معنی که پوشیدن طولانی مدت آن ناراحت کننده بوده است.

برخلاف انگشت پای گرویل چستر، انگشت چوبی یافت شده در نزدیکی اقصر میتوانست خم شود و احتمالاً برای کمک به تعادل و تحرک کاربر ساخته شده بود. مطالعه اخیر روی اندام مصنوعی با استفاده از میکروسکوپ، فناوری اشعه ایکس و توموگرافی کامپیوتری، عملکرد آن را تأیید کرده و نشان میدهد که چندین بار مورد بازسازی قرار گرفته است. محققان به ویژه از «مهارتهای یک صنعتگر که با چهرهشناسی انسان بسیار آشنا بود» تمجید کردند و افزودند: «دانش فنی را میتوان به ویژه در تحرک پروتز و ساختار محکم بند کمربند مشاهده کرد.»
در طول قرنهای بعدی، استفاده از اندامهای مصنوعی برای جایگزینی اعضای بدن همچنان یک روش رایج بود. به عنوان مثال، باستانشناسان چندین دندان مصنوعی اتروسک را کشف کردهاند که با یک نوار فلزی به دندانهای سالم فرد متصل شدهاند. در کاپوا، شهری در شمال ناپل، یک پای مصنوعی (معروف به پای کاپوا) در حدود سال ۱۸۸۴ در یک قبر پیدا شد. این پا از چوب با غلاف برنزی ساخته شده بود و با مجموعهای از تسمهها در جای خود محکم شده بود. ورقههای برنزی، شبیه به زره، نشان میدهد که متعلق به یک سرباز بوده است.
در واقع، اکثر پروتزهایی که محققان در طول سالها کشف کردهاند، احتمالاً برای سربازان ساخته شدهاند. مارکوس سرگیوس سیلوس، ژنرال رومی، دست راست خود را که در طول جنگ دوم پونیک از دست داده بود ، با یک اندام آهنی جایگزین کرد که میتوانست سپر او را نیز نگه دارد. قرنها بعد، شوالیههای قرون وسطی به طور مشابه از اندامهای چوبی استفاده میکردند.
۳. بخیهها

در پزشکی امروزی، بستن زخمها با دوختن بافتهای بدن به یکدیگر یکی از مکانیسمهای کلیدی در اعمال جراحی است. در حالی که مواد و ابزارهای مورد استفاده در بخیه زدن دستخوش تغییرات مختلفی شدهاند، مفهوم اساسی بخیه زدن پارگی برای سرعت بخشیدن به روند بهبود، از هزارهها پیش وجود داشته است.
یکی از اولین اشارات به استفاده از بخیه را میتوان در پاپیروس جراحی ادوین اسمیت یافت، متنی به طول ۱۵ فوت که قدمت آن به ۱۶۰۰ سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد و توسط ادوین اسمیت در سال ۱۸۶۲ کشف شد. این پاپیروس – قدیمیترین متن جراحی شناخته شده – که شامل بیش از ۵۰۰ خط هیروگلیف و ۴۸ تصویر است، چندین روش درمان تروما را مورد بحث قرار میدهد. در مصر باستان، مومیاییکنندگان معمولاً پس از برداشتن اندامها از بدن در طول فرآیند مومیایی کردن از بخیه استفاده میکردند. این پاپیروس میگوید: «اگر آن زخم را باز و بخیههایش شل یافتی، باید محل زخم را با دو نوار کتانی برایش به هم بچسبانی.»

در سال ۵۰۰ پیش از میلاد، جراح هندی، سوشروتا، در کتاب خود، سامهیتا ، یکی از مهمترین رسالههای پزشکی باستانی، در مورد تکنیک بخیه زدن بحث کرد . سوشروتا حتی بر اهمیت تمیز کردن زخمها با محلولهای ضدعفونیکننده گیاهی برای جلوگیری از عفونت تأکید کرد. از جمله موادی که پزشکان برای بخیه زدن پارگیها ذکر میکردند، موی اسب، الیاف گیاهی و آرواره مورچهها بود.
در روم باستان، اورلیوس کورنلیوس سلسوس، نویسنده کتاب « در باب پزشکی »، پیشنهاد کرد که برای جلوگیری از خونریزی، «در بسیاری از نقاط» اطراف رگهای آسیبدیده لیگاتور ببندند. این روش که به عنوان هموستاز شناخته میشود، هنوز هم توسط جراحان امروزی مورد استفاده قرار میگیرد. سلسوس نیز مانند سوشراتا، شستشوی بافتهای پاره شده را توصیه میکرد و فهرست او از علائم عفونت در زخمها – کالور، روبور، تومور و دُلور – هنوز در کتابچههای راهنمای پزشکی استفاده میشود.
پزشک مشهور رومی، جالینوس اهل پرگاموم، که به درمان گلادیاتورهای زخمی میپرداخت، به استفاده از نخ روده برای ترمیم تاندونهای بریده شده جنگجویانی که در میدان نبرد مجروح شده بودند، پس از تمیز کردن زخمها با شراب رقیق، اشاره کرده است.
۴. بهداشت عمومی

در سالهای اخیر، شیوع بیماریهای همهگیر و همهگیر، اهمیت بهداشت عمومی، علم ارتقای سلامت روان و جسم و محافظت از جوامع در برابر بیماریها و امراض را مورد تأکید قرار داده است.
در حالی که جمعیتهای باستانی با خطرات سلامتی متعددی روبرو بودند، شواهدی از اقدامات اولیه برای جلوگیری از شیوع بیماریهای بومی و ترویج بهداشت وجود دارد. به عنوان مثال، روم باستان پیشگام چندین شیوه بهداشت عمومی بود که هنوز هم در جهان معاصر مرتبط هستند.
پزشکان منصوب دولت، که به عنوان مدیچی پابلیشی شناخته میشدند ، شرایط بهداشتی مناطق شهر را زیر نظر داشتند و در صورت لزوم، اجرای اقدامات بهداشتی را پیشنهاد میکردند. صدها حمام و توالت عمومی واقع در سراسر شهر نیز گواهی بر توجه روم باستان به بهداشت عمومی بود. یک سیستم فاضلاب گسترده ، کلوآکا ماکسیما ، فضولات انسانی شهر را جمعآوری میکرد.
با این حال، مهمترین تلاش رومیان در زمینه بهداشت عمومی، ساخت مجموعهای از قناتها (از لاتین aqua به معنای “آب” و ducere به معنای “هدایت”) بود که تأمین آب شیرین برای ساکنان متعدد روم را تضمین میکرد. پیش از رومیان، ایران باستان، هند و مصر سیستمهای آبرسانی ساخته بودند. با این حال، شبکه پیچیده قناتهای روم باستان ، همچنان یک دستاورد چشمگیر در مهندسی باستان است.
اولین قنات، آکوا آپیا، در سال ۳۱۲ پیش از میلاد توسط آپیوس کلودیوس ، که در آن زمان یک سانسورچی بود، ساخته شد. از آنجایی که خاطره غارت رم توسط سلتیکها در سال ۳۹۰ پیش از میلاد هنوز محل بحث بود، تصمیم گرفته شد کانالی ساخته شود که آب شیرین را به زیر شهر هدایت کند تا از تخریب یا آلوده شدن آن توسط ارتش دشمن جلوگیری شود.
در طول ۵۰۰ سال بعد، رومیها یازده قنات ساختند که برخی از آنها هنوز هم قابل مشاهده (و مورد استفاده) هستند. آنها نه تنها آب فوارهها و چشمههای رم، بلکه آب حمامهای عمومی را نیز تأمین میکردند، جایی که ساکنان شهر برای شستشو و گفتگو جمع میشدند.
۵. آناتومی به عنوان پایه و اساس طبابت

آگاهی از ساختار بدن انسان بخش اساسی از حرفه پزشکی است. در روم باستان، جالینوس اهل پرگاموم ، پزشک مارکوس اورلیوس و بعدها کومودوس و سپتیموس سوروس ، متقاعد شده بود که آناتومی اساس دانش پزشکی است.
جالینوس به عنوان پزشک گلادیاتورها ، توانست تا حدودی آناتومی انسان را درک کند. با این حال، در آن زمان، تشریح بدن انسان غیرقانونی بود، زیرا اعتقادات مذهبی به زندگی پس از مرگ و روح درگذشتگان، تشریح کالبدشناسی را به یک تابو فرهنگی تبدیل کرده بود. یکی از اولین پزشکان باستانی که توانست بدن انسان را مطالعه کند، هروفیلوس بود که در دوره کوتاهی که تشریح انسان مجاز بود، در شهر تازه تأسیس اسکندریه طبابت میکرد.
در قرن دوم میلادی، جالینوس با تکیه بر مطالعات هروفیلوس، نظریهها و اکتشافات پزشکی کالبدشناسان یونانی را تنظیم کرد. جالینوس که خود قادر به انجام تحقیقات مستقیم مبتنی بر شواهد بر روی اجساد نبود، به تشریح حیواناتی از جمله میمون، گوسفند، بز، خوک، سگ و خرس روی آورد.

اگرچه چندین نظریه او از آن زمان رد شده است، اما جالینوس به درستی مشاهده کرد که چگونه شریانها خون را حمل میکنند، و نه، همانطور که قبلاً تصور میشد، هوا را. او همچنین دریچههای قلب را شناسایی کرد و تفاوتهای ساختاری بین سیاهرگها و شریانها را مشاهده کرد. در طول تحقیقات خود در مورد سیستم عصبی، او عملکرد اعصاب نخاعی را درک کرد.
در طول قرون وسطی، مجموعه آثار جالینوس در پزشکی و آناتومی به مرجعی بلامنازع در اروپا تبدیل شد. تنها در دوره رنسانس بود که لئوناردو داوینچی توانست کالبدشکافی خود را انجام دهد و پزشک آندرهآ وسالیوس اولین کتاب درسی مصور آناتومی را گردآوری کرد. در حالی که درک جالینوس از آناتومی بیشتر حیوانی بود تا انسانی، تأکید او بر مطالعات مبتنی بر شواهد، تاریخ پزشکی را تحت تأثیر قرار داد.




